۱- بخش دوره چگنی از شهرستان خرم آباد استان لرستان.
۲- آبادی چگنی کش از دهستان شیروان بخش مرکزی شهرستان بروجرد استان لرستان.
۳- آبادی چگنی از دهستان لومار بخش شیروان شهرستان شیروان و چرداول استان ایلام.
۴- آبادی چگنی سفلی از دهستان سنجابی بخش کوزران شهرستان کرمانشاه استان کرمانشاه.
۵- آبادی چگنی علیا از دهستان سنجابی بخش کوزران شهرستان کرمانشاه استان کرمانشاه.
۶- آبادی اعراب چگینی از دهستان پاسخن از بخش مرکزی شهرستان داراب استان فارس.
۷- آبادی چکنه علیا از دهستان سرولایت بخش سرولایت شهرستان نیشابور استان خراسان رضوی.
۸- شهر چکنه از بخش سرولایت شهرستان نیشابور استان خراسان رضوی.
۹- آبادی چگینی از دهستان احمدآباد بخش مرکزی شهرستان نظرآباد استان تهران.
منبع: سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۸۵
شعر دوست بزرگوارم احد چگینی را که امروز در وبلاگ قرار دادند را در این پست قرار میدم. من هم حس مشترکی با احد چگینی دارم.
ما از تبار کوهیم ما از نژاد عصیان
یاغی هر چه دستور عاصی هر چه فرمان
سیلی و تازیانه تبعید و کوچ و تبعیض
از تیغ شاه عباس(۱) تا چکمه رضاخان
فرزند قرنها کوچ از ذهن خرم آباد
تا سرزمین قزوین تا شاهرود و لوشان(۲)
جامانده یادگاریم در دوره چگینی(۳)
بر طاق پل شکسته (۴)در ذهن رود کشکان(۵)
جد بزرگم آنجا پای بلوط پیری
باصد کمانچه اندوه تنهاست زیر باران
وقتی چهارصد سال(۶) از خانه دور باشی
دیگر نمی شناسد حتی ترا بیابان
آری چهار قرن است بر لب رسیده جانم
در غربت و غریبی از دوری عزیزان
عابد(۷) بیار باخود یک مشت خاک دوره
تاکه نماز خوانم بر تربت لرستان
۱)اولین تبعید چگینی ها به قزوین در دوره شاه عباس صفویه انجام شده است
۲) تبعید گاه چگینی های قزوین
۳)خواستگاه ایل چگنی
۴)پلی تاریخی در منطقه چگنی لرستان که قدمتی هزاران ساله دارد
۵)رودی در منطقه چگنی لرستان
۶)چگینی ها چهار قرن است در قزوین ساکن هستند
۷)منظوردوست عزیزم عابد میرزاییان چگنی شاعر لرستانیست که در خصوص چگینی های قزوین چنین سروده است: و نیم مصرع شعرم همیشه غمگین است/ چرا که نیمه جانم غریب قزوین است
خیلی خوشحالم که برادان با ذوقم مطالب زیبایی را در مورد سرزمین پدری می نگارند تا در تاریخ ایل چگنی به ثبت برسد. با اجازه آقا مهدی مطلب ایشان را هم به شعر احد چگینی اضافه میکنم و در ادامه میاورم
تقدیم به جناب آقای احد چگنی و تمام چگنی های دور از لرستان
کوه یافته

ما این جا شاهد هستیم که همه روزه «کشکان» [1] در نای تمام ناله هایش -حتی در قحط سال امسال- همه روزه با پنهان شدن خورشید در پس «کُر به ایی» [2] و «یافته» [3] فرزندان غربیش را «می لاؤانند» [4] ؛ و دست به پیشانی نظاره گر دور دستهاست.
ما اینجا می بینیم که «یافته» این عروس قشنگ و سنگین، هر روز از غم غربت فرزندانش از دل و جان «هوره» [5] می خواند. بارها شنیده ایم پژواک صدای چوپانانی را که در تنگ «گلیج» [6] این گونه بانگ «علیسونه» [7] سر داده :
نمئ ری دو خاطرم نه همه وختئ رَتی ؤ نِیای دِه کُنج دلم یه داغ سختئ [8]
چـئ کـنم چـئ نـکنم جام تَنگلاته دوســـه کَم دو پَــر شــؤ سـیم اَنـگلاته [9]
هر روز صدای برادران «ستره» پوشت را می شنوم که با ناله های سوزناک «کمانچه» به «اسبئ کو» این مادر سپیدموی من و تو گله می کنند که چرا «هرور» [10] اندگی سر خم نمی کند تا آن مسافر غریب برای دیدار یار از ستیغ قله اش بگذرد و به سراب دوره بیاید:
ائ هرورئ سر بچمو بگوآرم یه دوس نازک دلئ ده دوره دارم [11]
اینجا گاهی وقت ها اسبئ کو هم از فرط دلتنگی شما، با ساکنانش قهر می کند:
ای هرور تا او هرور تا تنگ مرو ابئ کو اؤرئ گرت چی زن قهرو [12]
بارها تمام سنگ های «پاپیل» [13] کشکان و «طاق پیل» [14] اشکسه را دیده ام که تسبیح در مشت برای بازگشت مسافرشان «چـِل سرو» [15] می گیرند:
تو دیر مه دیر وه دیریت قسم آگر دیری کتیسه جسه ام [16]
هر بهاران بارها لاله های سر به زیر و شقایق های دلسوخته ی سرزمین تان را دیده ام که مویه کنان چشم به «مله شبانان» دوخته اند، من ناله های «رفتخان» ، «نایه کش» و «چنگایی» [18] و ... را شنیده ام که قبل از پیوستن به «گِلال» [17] و «کشکان» سراغ فرزندان غریبستانی شان را می گیرند.
هنوز شوق زنان «گلونی» [19] پوش دیارمان را می بینم که پس از تولد نوزادان شان بی صبرانه آنها را روی دست گرفته و برای آگاهی از چند و چون بازگشت مسافر غریب شان فال «تری تری تـِرالی» [20] می گیرند.
هنوز برادران شیرت را می بینم که هر روز پتک به دوش به پیشواز آفتاب می روند و نان شان را از دل سنگ های «اسبئ کو» در می آورند تا «یافته» شرمسار همت و حمیت شان باشد، آری صدای تیشه های فرهاد گونه شان هنوز پس از قرن ها چشم انتظار وصال شیرینی غریب است.
هنوز هم مادران مان با گلونی های رنگارنگ شان برنو بر دوش پسران می اندازند و آواز سید بیارم [21] سر می دهند و برای مان اسب خیال زین می کنند:
سید بیارم سید بیارم جفتئ دسمال حریر اسب خیال زین کنم سیت حا بؤری راه دیر [22]
تا چشم به راه امروز و فردا نباشیم و این راه دور را لااقل در قلب هایمان برش دهیم
امشؤ چارده شؤه برف و بارو یـه مجؤ نشسئمه دس وه زونی چش وه رَه امرو ؤ صؤ [23]
و قزوین به خرم آباد را با ساقه ها ی درختان انار و چنار ، پل بزنیم تا برادرهایمان از روی آن بگذرند و به دیدار سرزمین اجدادی شان بیایند:
پیلئ بستم، پیلئ بستم چو چنار شلت انار برارم زیه وه سرش سرکرده سئصد سوار [24]
همیشه به یادتان بوده و خواهیم بود و برای تان از «مله شبانان» تا «سراب دوره» و «ویسیان» و «تنگ تیر» [25] را با شقایق های سرخ فام آذین بسته ایم.
یا علی مدد
مهدی ویس کرمی
13/5/87
لرستان - خرم آباد
پانوشت ها :
[1] : نام رودخانه ای در بخش چگنی، که یکی از سرشاخه های اصلی رود کرخه است
[2] و [3] : نام دو قله ی شکوهمند سفیدکوه یا اسبئ کو لرستان
[4] : با گریه و مویه عزیزی را یاد کردن
[5] : از غمسرودهای رایج در غرب ایران
[6] : تنگه ای در سفیدکوه، محل سقوط هواپیمای توپولف در بهمن 80
[7] : علیدوستی، نام ردیفی ازموسیقی آوازی لری
[8] : معنی بیت: هیچگاه از خاطرم نمیروی چرا که با رفتنت داغ سنگینی بر کنج دلم گذاشته ای.
[9] : معنی بیت: خدایا در این تنگنا چه کنم چرا که یار دیرینم منتظر و چشم به راه من است.
[10] : نام تنگه ای دیگر در سفیدکوه
[11] معنی بیت : ای «هـِرور» سرت را خم کن تا برای دیدار یارم در «دوره» از تو عبور کنم.
[12] معنی بیت: از تنگه ی هرور تا تنگه ی «مرو»، تمام سفیدکوه را مانند زنی که قهر کرده باشد، ابر فرا گرفته است.
[13] و [14] : نام دو پل باشکوه مربوط به زمان ساسانیان، اولی در منطقه ی چگنی و دومی در شهر خرم آباد
[15] : نوعی فال رایج در لرستان
[16] :معنی بیت: تو دور و من از تو دورتر، به دوریت سوگند که آتش در تنم انداخته ای
[17] :رودخانه ی خرم آباد که در منطقه ی ویسیان به کشکان می پیوندد
[18] : نام سه سراب در منطقه ی چگنی
[19] : سربندی ابریشمین که زنان لر به سر می بندند
[20] : نام فالی مخصوص در لرستان که به وسیله ی نوزادن انجام می شود بدین ترتیب که نوزاد را روی دست می گیرند و این اشعار را خطاب به نوزاد می خوانند: تَری تَری ترالی / بچه امسال و پاری / خَوَر دِه حونه خدا داری / ار فلونی امرو میا / پا راسِت ورداری.. بدین معنا که : تو نوزادی هستی که تازه از آن دنیا آمده ای و از خانه ی خدا اطلاع داری اگر فلانی (نام مسافر) امروز می آید پای راستت را از زمین بلند کن..
[21] : از ابیات شادیانه که اکثراً زنان لر در عروسی ها می خوانند.
[22] معنی بیت: دو دستمال حریر برای رقصیدنت می آورم و برایت اسب خیال زین می کنم چرا که راه دوری را در پیش داری
[23] معنی بیت : امشب چهاردهمین شبی است که بی امان برف و باران می بارد، و ما دست به زانو چشم به راه امروز و فردا هستیم
[24] : با چوب درختان انار و چنار پلی ساخته ام، برادرم سردار سیصد سوار تا از رویش بگذرد.
[25] : مله شبانان گردنه ای در بخش چگنی در کنار جاده ی خرم آباد به کوهدشت / ویسیان: محل سکونت دو طایفه ی ویسکرم و شه کرم چگنی / تنگ تیر نام تنگه ای مشرف به رود کشکان در جاده ی خرم آباد به اندیمشک
توضیح: قطعاً ترجمه ی فارسی ابیات لری به اندازه ی متن لری آنها رسا نیست، لکن برای فهم دیگر هموطنان مجبور به ترجمه ی آنها بودیم

