تبليغاتX
چگنی ها

 

در این پست مطلبی درباره نسب نامه نویسی قرار میدم. امیدوارم که در راه تدوین نسب نامه کمکی به دوستان بشود.

افتخار به نياكان و پيشينيان و سعي در حفظ هرآنچه كه ما را به نوعي مرتبط با گذشته خانوادگي مان مي كند , يك حس طبيعي و موثر درشناسايي و حفظ فرهنگ و هويت قومي است . در واقع هويت امروزي ما بر اساس كمك و معاونت اجدادمان و بر اساس داشته هاي به ارث رسيده از آنها طي قرون متمادي , شكل گرفته است و بر همين اساس هر خانواده تاريخ مربوط به خودش را دارد.

علم انساب و شجره نامه شناسي يكي از شاخه هاي تاریخ نگاري محلي مي باشد كه از گذشته دور در كشور ما وجود داشته و علما و دانشمندان زيادي از طريق روشهاي خاص خود سعي نموده اند كه تاريخچه و شرح حال خاندانهاي مختلف را شناسايي و به رشته تحرير درآورند.اين رشته بعدها تطورات زيادي يافت و به شاخه هاي متعددي مانند علم انساب كه دربردارنده نسب قبايل و سلسله هاي محلي است , علم حديث كه دربرگيرنده زندگينامه محدثان است , مزارات كه در خصوص مدفن بزرگان است , تذكره ها و ... تقسيم گشت كه از موضوع بحث ما خارج است.

امروزه بر خلاف گذشته كه فقط شجره نامه خاندانهاي مشهور و ثروتمند مورد علاقه بود, برخي از مورخين علاقه مند به محلي نگاري در پي روشهايي هستند كه از طريق آن بتوان اطلاعات مربوط به خانواده هاي مختلف را جمع آوري كرده و در يك آرشيو اختصاصي نگهداري نمود. شكي نيست كه چنين آرشيو هايي براي بررسي ريشه هاي فرهنگي يك جامعه و كالبد شكافي برخي از عادات اجتماعي اقوام به چه ميزان داراي اهميت بوده و مورخين را به نتايج جالب توجهي مي رساند. نمونه چنين كاري از سالها قبل در برخي از كشورهاي اروپايي شروع گشته است.آنها مراكزي را تحت عنوان

F.R.C (Family records center) تشكيل داده و همه خانواده ها را تشويق به نگهداري اسناد خانوادگي خودشان در اين مراكز مي كنند.

 

در كشور ما نيز از دير باز علم انساب در بين برخي از علما وجود داشته و براساس آنها شجره نامه امامزادگان و حتي سادات معاصر را تعيين مي نمايند. اما قبل ازپرداختن به روشها ناگزير از بيان دو ضرورت اساسي در اين راه هستم. يكي صبر و استقامتي  است كه پويندگان اين راه و محققان مي بايست واجد آن باشند و ضرورت دوم كه به نظر نگارنده بسيار مهم و اساسي است همانا توليد احساسي مشابه احساس تحقيق شوندگان است . به مفهوم ديگر ممكن است كه در طول تحقيق و جستجو به مواردي از رفتار و عادات گذشتگانمان برخورد كنيم كه ما را شوكه كرده و به تعجب وادارد. به همين لحاظ مي بايست اين توانايي و حس را در وجودمان ايجاد كنيم كه تا حد ممكن خود را هم عصر نياكانمان فرض كرده و سعي كنيم مقتضيات زمان و مكاني كه اجدادمان را به چنين عملكردهاي شگرفي واداشته است درك كنيم.

  اولين قدم براي جمع آوري اطلاعات انجام مصاحبه است كه از آن به عنوان تاريخ شفاهي (Oral History  ) ياد مي كنند. به اين منظور مي بايست با همه اعضاي خانواده در مورد گذشتگان و نياكانمان مصاحبه كرده و طي اين گفتگو , كه حتما آنرا ضبط و ثبت مي كنيم , سعي نماييم كه همه اطلاعات ممكن را از طريق گفتگو با آنها به دست آوريم . از هيچ نكته اي نبايد چشم پوشي كرده و همواره اين مسئله را در نظر داشته باشيد كه طي اين مرحله به تفسير و يا گزينش مطالب نپردازيد و سعي كنيد تا حد ممكن كليه اظهار نظرها را جمع آوري كرده تا بعدا در مراحل بعد به كمك اسناد و مدارك راهنما و روشهاي علمي آنها را پالايش كنيم.

 سپس سعي نماييد كليه القاب و عناوين و هرآنچه را كه به نوعي تداعي كننده شاخصه هاي خاندان شما هستند , جمع آوري كنيد . توجه نماييد كه اين القاب و عناوين مبين دلايل محبوبيت , موفقيت , كاميابي و يا ناكامي خانواده شما هستند . اگر در اين راه به القاب يا اسامي غير معمول برخورد كرديد آنها را كم اهميت در نظر نگرفته و در صدد حذف آنها نباشيد . به ياد داشته باشيد كه اكثر پدربزرگها و مادر بزرگهاي ما تا همين اواخر بي سواد بودند و شايد حيرت ما از برخورد با اين عناوين غير معمول ناشي از اين دليل باشد.

در مرحله بعد كليه افسانه هاي قديمي و داستانها و اشعار محلي را كه مربوط به خانواده شما مي شود جمع آوري كنيد. شايد بپرسيد كه ارزش اين مجموعه در يك كار علمي تا چه حد است؟ بايد گفت كه اكثر داستانها و افسانه ها و حتي اشعار و دوبيتي هاي محلي براساس حوادث واقعي كه زماني اتفاق افتاده است شكل گرفته اند و تنها گذر زمان و قوه تخيل اجدادمان بوده كه آنها را تذيين كرده و پيرايه بسته است . البته ذكر اين نكته كوتاه ضروري است كه در ادامه راه مي بايست اين داستانها به كمك ديگر اسناد پالايش گردد.

 آلبومهاي خانوادگي يكي ديگر از مهمترين منابعي است كه كمك فرآواني در روشن شدن تاريخ خانواده و شناسايي اجدادمان مي كند. هرچند صنعت عكاسي از دوران ناصرالدين شاه وارد ايران شد ولي برخي از خانواده هاي مشهور از نقاشان زمان خود براي ترسيم تصاويرشان كمك مي گرفتند و به همين لحاظ شايد بتوان مجموعه اي از عكسهاي خانوادگي تشكيل داد.

  اگر در خانواده كتب قديمي بخصوص كتب ديني مقدس مانند قرآن داريد , آنها را نگهداري و بررسي كنيد. از قديم در خانواده هاي ايراني مرسوم بوده كه اطلاعات مربوط به خانواده را در پشت جلد قرآن يادداشت مي كردند. برخي از مهمترين اطلاعاتي كه از اين طريق مي توانيد به دست آوريد شامل تاريخ ولادت و مرگ اشخاص , قسم نامه ها و امان نامه ها , عهدنامه هاي خصوصي , وقف نامه ها , نذورات و ... مي باشد . مشاهده مي فرماييد كه چه اطلاعات ذيقيمتي را از اين طريق مي توانيد به دست آوريد.

هر چند كه ممكن است به مذاقتان خوش نيايد , ولي حتما قسمتي از برنامه شما اين باشد كه سري به گورستان بزنيد تا  هم فاتحه اي نثار روح گذشتگانتان كرده و هم اطلاعاتي از آنجا جمع آوري كنيد. بخصوص اگر خانواده شما در نقطه خاصي مانند امامزاده يا زيارتگاه ديگري داراي مقبره خصوصي باشند. گاهي اطلاعات درج شده بر روي سنگ قبرها مي توانند بسيار كارگشا باشند و از آنها مي توان به مانند سندي براي تاريخ تولد و مرگ , نام پدر و مادر و اجداد , علت مرگ و... استفاده نمود

به عنوان آخرين و مهمترين توصيه هر آنچه را كه فكر مي كنيد به نوعي با تاريخ اجداد شما در ارتباط باشد حفظ كنيد اين اسناد ممكن است شامل مواردي چون تكه هاي روزنامه , آگهي هاي تبريك و تسليت , مدارك تحصيلي و اجازه اجتهاد , قباله هاي ازدواج و اسناد خريد و فروش , خاطرات و وقايع نگاشتها , برات ها و حواله جات , القاب و علائم نظامي , اسناد انجمن هاي قديمي , دوبيتي ها و اشعار محلي دست نويس , اشيا و ابزاري مانند شمشير و خنجر كه بر روي آنها تاريخ و يا نوشته اي حك شده است  و .... باشد.

نوشته شده در  یکشنبه سی ام دی 1386  توسط کسری چگینی  | 


با سلام

فايل شجره نامه را كه تكميل تر شده به فرمت MS VISIO در آدرس زیر قرار دادم.

http://rapidshare.com/files/81356344/chegini_family_tree.rar.html

نوشته شده در  شنبه پانزدهم دی 1386  توسط کسری چگینی  | 


با سلام

مطلب جالبی رو در وبلاگ آقای مهدی ویس کرمی دیدم که مناسب دیدم در اینجا قرار بدم (با تشکر بسیار از آقای مهدی ویس کرمی) :

در 50 کیلومتری جنوب خرم آباد در بخش ویسیان و روستای قالبی قبرستانی کهن واقع گردیده است که در گویش مردم منطقه «درگُمه = درب گنبد» و یا قبرستان «حیاغؤ= حیات الغیب» نامیده میشود در کنار این قبرستان دوگنبد تاریخی وجود دارد که یکی متعلق به حیات الغیب است که از اعقاب امام موسی کاظم می باشد؛ تیره ای از سادات چگنی خود را از نسل این امامزاده می دانند (همچنین سادات حیات الغیبی ایلام) و به خدمت زوار این مقبره کمر بسته اند.

این امامزاده در بین بزرگان طوایف ویسکرم و شاکرم از حرمت خاصی برخوردار است و از سوگندان رایج در منطقه « وِه حیاغؤ قسم» می باشد.

این بنا به دستور محمود میرزای قاجاردر سال 1243(ه.ق) تعمیر شده و تاریخ این مرمت بر سنگی نگاشته شده است. و برابر شجره نامه ای که در کتاب تحفه الازهار آمده کنیه وی ابوالقاسم و نامش محمد ذکر شده و در پایان شجره نیز چنین آمده است: «یعرف ابی الحیات الغیب و کان من العلما وقبره فی لرستان» (ایزدپناه، 1376).

اما در کنارگنبد حیات الغیب گنبد کوچکتری وجود دارد که به مقبره الیاس معروف است احتمالا این مقبره نیز همزمان با مرمت گنبد حیات الغیب ترمیم شده است. در گویش عوام صاحب این مقبره را «اَلاس کچل» می نامند.

احتمال می رود که این مقبره آرامگاه «شهاب الدین الیاس لنبکی» از اتابکان لر کوچک باشد. چنانکه در تاریخ گزیده حمدالله مستوفی از شکست و مرگ این اتابک لر در محل و تاریخی که با محل مذکور مطابقت دارد یاد می کند. (ایزدپناه، 1376).

 مقبره جمال الدین خضر در گورستان خضر خرم آباد، فلک الدین در روستای فلک الدین خرم آباد ، شجاع الدین خورشید در گوشه شئنشاه و.... همگی از اتابکان لر هستند که مدفون در این دیارند و مزارشان به صورت بقاع متبرکه زیارتگاه مردم است.

گنبد کوچکتر (سمت راست تصویر) مقبره الیاس و گنبد بزرگتر گنبد حیات الغیب

  

                           

 

 

از قبور کهنی که در گورستان حیات الغیب وجود دارد مزار « ویسکرم» متوفی به سال 1193 قمری و پدرش «شاکرم» فرزند قرأ حسن چگنی متوفی به سال 1195 از سران طایفه بزرگ  چگنی می باشند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

با استفاده از: ايزدپناه حميد، آثار تاریخی و باستانی لرستان، جلد ۲، تهران،انتشارات انجمن آثار و مفاخر فرهنگي، 1376.

نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386  توسط کسری چگینی  |